محمد مهريار

418

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

جمعيتى برابر 110 نفر داشته است . « 1 » دربارهء جوشقان و معناى آن كلمه و همچنين خصوصيات جامعه‌شناسى روستايى آن ذيل خود آن نامواژه . گفت‌وگو بسيار كرده‌ايم اجمالا مىدانيم كه دهستان جوشقان همچنان نام آن قديم است و از مراكز كهن تمدن ايران بوده است . يكى از علايم اين قدمت و سابقه وجود گويش و لهجه‌اى است كه در خود ناحيه و اطراف آن از نطنز و قهرود و ميمه و غيره تا برسد به ابو زيدآباد و يارند وجود دارد . اين زبان ( و يا زبانها ) ، با اينكه روى آن مطالعهء كامل تاكنون به عمل نيامده است خود روشنگر سبق تمدن ، سكونت مردم و آبادانى در اين ناحيه است . بنابراين اطالهء مقال در اين‌باره لازم نيست و مىپردازيم به نام آن . واژه‌شناسى : از دقت در واژهء رجان متوجه مىشويم كه تركيب آن از دو جزء « رج + ان » است . جزء اول كه در ظاهر به نظر ما بىمعنى مىآيد همان « رز » است به معناى درخت انگور و ما مىدانيم كه حرف « ج » و « ز » و « چ » و « ژ » و چند حرف ديگر در لهجه‌هاى مختلف به هم تبديل مىشود . اينكه مىگوييم به هم تبديل مىشوند ، معنى آن اين نيست كه ما به اختيار خودمان جاى حرفها را عوض مىكنيم و بگوييم به هم تبديل مىشود . اين تلفظات مختلف ناشى از صورتهاى تلفظات قبايل مختلف آريايى است كه با اختلافات بسيار سخن مىگفته‌اند و اينك در مقايسه و مطالعهء زبانهاى آنها مىفهميم كه جايى كه در فلان لهجه حرف « ز » است در لهجهء ديگر « ج » است . مثال بارز اين مسأله قابل تبديل بودن حرف « دال » فارسى باستان با « ز » اوستايى ( « دريهء » پارسى باستان ، « زريهء » اوستايى ) و همچنين در لهجه‌هاى مختلف جاى خود را باهم عوض مىكنند و نتيجه آنكه « رج » همان « رز » و به همان معنا آمده است و جزء دوم آن ، پسوند نسبت و كثرت است . با واژهء « رز » در اطراف كشور ، امكنهء بسيارى نامبردار مىباشد . از جمله رزان درست مقابل رجان ( آمل ، خمين ، لاهيجان ، نوشهر و غيره ) و رز ( اراك ) و رزجرد ( قزوين و غيره ) بنابراين رجان ما همان رزان است . يعنى محلى كه به درخت تاك و در توسعهء معنا به شراب نسبت دارد و دانستنى است كه ميمه هم در همين دهستان قرار دارد . « 2 »

--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوان جوشقان در همين فرهنگ و نشريهء 289 م . آ . ا . ( 2 ) - ن . ك . به : عنوان ميمه و نسبت آن با مى در همين فرهنگ .